گزارشی از شب های قدر 1427 در مرکز اسلامی انگليس

 

شيعيان ساكن لندن و ديگر شهرهاي انگلستان امسال همچون سالهاي گذشته اما با شكوهي بيشتر، شبهاي قدر را در مساجد و حسينيه‌ها زنده نگهداشتند و با سر گرفتن قرآن، در پناه اين كتاب آسماني و با واسطه قرار دادن معصومين عليهم‌السلام مشمول رحمت الهي شده و براي مقدرات سال آينده خود دعا كردند. در اين ميان مركز اسلامي انگليس نيز پذيراي صدها تن از ميهمانان ضيافت‌اله بود.
شبهاي قدر در ماه رمضان امسال در مركز اسلامي مانند شبهاي ديگر اين ماه مبارك، با قرائت ترتيل قرآن در نيم ساعت قبل از اذان مغرب شروع مي ‌شد يعني حدود ساعت 6 بعد از ظهر وپس از اذان وبرگزاري نماز جماعت مغرب وعشا مومنان روزه خود را افطار مي كردند وپس از آن هم دعاي افتتاح قرائت مي شد به جز شب نوزدهم ماه رمضان كه چون شب جمعه بود به جاي دعاي افتتاح مراسم دعاي كميل بر‌گزار شد. تا اينجاي برنامه ، مانند شبهاي ديگر ماه مبارك رمضان بود اما برنامه ويژه شبهاي قدر با قرائت دعاي جوشن كبير آغاز مي‌شد تا شركت كنندگان با ياد كردن پروردگار به هزار اسم ،صد بار از او بخواهند كه آنان را از آتش دوزخ نجات دهد.
ادامه مراسم برنامه سخنراني بود كه حجت الااسلام والمسلمين معزي به افاضه مي‌پرداخت. وي در شب اول قدر ، مردم را با رحمت الهي آشنا كرد وضمن يادآوري همگاني بودن شمول باران رحمت خداوند، فراهم بودن ليالي قدر را براي بهره وري از اين فرصت بي نظير، گوشزد كرد. در شب دوم قدر هم بر لزوم توبه از گناهان و بازگشت به خداوند گفت به خصوص توبه از گناهاني كه باعث محبوس شدن و اجابت نشدن دعاي بندگان مي‌شود. اما شب بيست سوم رمضان يعني سومين شب قدر شب دعا بود دعا براي اجابت خواسته هاي جمعي و فردي مسلمين و قرار دادن در مقدرات سال آينده. وي در اين شب از شرايط و نحوه دعا براي حضار سخن گفت؛ و چه نمونه‌اي براي دعا بهتر از ادعيه مروي از معصومين عليهم السلام بخصوص دعاي كميل امير‌المومنين عليه السلام و دعاي ابوحمزه ثمالي امام زين العابدين عليهم السلام كه شرايط بندگي را به انسان ها مي آموزند و بالاتر از آن چگونه خواستن از خدا بعد از اظهار بندگي واعتراف به گناهان در بارگاه الهي.
اما از ويژگيهاي شب هاي قدر در ماه رمضان، تقارن آنها با مصيبت شهادت اميرالمومنين علي عليهم السلام است اتفاقي كه قطعأ تصادفي نبوده. مگر نه اينكه روح شب قدر، ولايت است و مگر نه اينكه مبدأ و سمبل ولايت علي است؟ پس بهترين واسطه براي باريافتن به درگاه الهي جز توسل به علي واظهار محبت به او نيست وچه بهانه‌اي موثرتر از شهادتش كه تا دنيا دنياست دل عدالت طلبان وشيعيان ومحبين اهل بيت(ع) را مي‌ سوزاند.
عزاداران علوي در لندن نيز در شب نوزدهم براي ضربت خوردن علي(ع) در شب بيست ويكم براي شهادت علي(ع)و در شب بيست وسوم در سومين شب عزاي علي(ع) گريستند. مراسم عزاداري علي(ع) در اين سه شب ،پس از سخنراني حجت الاسلام معزي و هر شب به مدت نيم ساعت توسط مداح اهل بيت حاج مرتضي طاهري برگزار مي‌شد كه پايان بخش آن هر شب توسل به مقام ولايت عظمي، حضرت صاحب الامر(عج) بود.در اين مراسم ، سينه زني عزاداران هر بيننده‌اي را به ياد مراسم عزاداراي تهران مي‌انداخت وكسي كه نماي بيروني مركز اسلامي انگليس را نديده بود با مشاهده اين مراسم نمي توانست باور كند اينجا لندن پايتخت انگلستان است؛ جايي كه دها هزار كيلومتر از جهان تشيع فاصله دارد، قلب دنياي غرب ، شهري كه شبهايش تنها در دل نايت كلابها روشني دارد. اما شبهاي قدر لندن نه از نور لامپ‌هاي نئون ديسكوتك‌ها و كاباره‌ها وكازينوها كه از نور ايمان مومنان روزه ‌‌داري كه با پروردگار خود راز ونياز كرده و شب زنده داري مي كردند روشن بود.
پس از پايان عزاداري در حالي كه هنوز چشم عزاداران از شنيدن مصيبت قدرشبهاي قدر، تر بود مراسم سر گرفتن قرآن توسط حجت الاسلام و المسلمين معزي انجام مي‌شد كه حسن ختام آن هم زيارت حضرت سيد الشهدا (ع) بود. اما اين تمام مراسم نبود، تنها پايان بخش اصلي احياي شب قدر بود كه بخش عمده اي از شركت كنند‌گان با اتمام آن راهي منازل دور و نزديك خود مي شدند. اما بودند شب زنده‌داراني كه ترجيح مي‌دادند ما‌بقي شب را نيز در مركز اسلامي انگليس به راز ونيار با خداي خود بپردازند كه اقامه شش روز نماز قضا بطور جماعت و دعاي ابوحمزه ثمالي بها‌نه‌اي براي عبادت آنان بود كه پس از آن هم سفره سحري پهن مي‌شد و بعد هم اذان صبح ونماز جماعت.
اما بعد از پايان مراسم اصلي احياي شب قدر كه حدود ساعت يك بامداد بود ،انتهاي خيابان ميداول لندن مملواز مردمي بود كه مركز اسلامي انگليس را به قصد منازل خود ترك مي كردند،تازه كردن ديدار دوستان و هموطنان در محوطه جلوي مركز وصرف چاي و خرماي خيرات وهمچنين ترافيك سنگين اتومبيل‌ها در خيابان‌هاي ميداول وكيلبرن وشنيدن مكالمات بيشتر فارسي وكمتر عربي وافغاني و اردو والبته انگليسي مناظر وصداي دلنشيني بود كه هر شب در پايان مراسم احياي شب قدر تكرار مي‌شد. در اين ميان بودند افرادي كه بدون وسيله شخصي و با اتوبوس يا قطار شهري به مركز آمده بودند وحال در ساعت تعطيلي وسايل حمل و نقل عمومي در ايستگاههاي اتوبوس نزديك مركز به انتظار اتوبوس‌هاي شبانه مي‌نشستند. اتوبوس‌هايي كه معمولأ در اين ساعت شب مشتريان مست و نيمه مست ميخانه هاي شهر را جابجا مي كنند واين ساعت واين مكان مومنان لبريز از لذت نزديكي با پروردگار و راز ونياز با او را،و باز هم بودند شركت كنندگاني كه هم مسلكان خود را در اين ايستگاهها سوار اتومبيل هاي شخصي خود كرده و در مسير منازلشان آنها را همراهي مي كردند.
شب‌هاي قدر فرصتي بود تا بندگان مورد عنايت پروردگار از رحمت بي نهايت او استفاده كنند ،رحمتي كه همچون باران بر تمامي آنها فرود آمد،يكي از منازل اين باران رحمت ، مركز اسلامي انگليس بود.